الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
243
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
باز هم ستايش خداوند ستايش ويژهء خداوندى است كه همواره بوده ، پيش از آنكه « كرسى » يا « عرش » ، « آسمان » يا « زمين » « جن » يا « انس » موجود شوند . خداوندى كه با فكر و عقلهاى ژرف انديش درك نشود ، و با نيروى فهم اندازهاى برايش تصور نگردد ، هيچ سؤال كنندهاى او را به خود مشغول نمىسازد ، عطا و بخشش از دارائيش نمىكاهد ، او با چشم نمىبيند ( زيرا جسم نيست ) و در مكانى محدود نمىشود ، همتا و همسرى برايش معقول نيست ، و در آفرينش نياز به وسيلهاى ندارد ، با حواس درك نمىشود ، و با بشر مقايسه نمىگردد همان كسى كه با موسى سخن گفت و آيات عظيمش را به او نشان داد اما بدون اعضاء و زبان و كام . اى كسى كه خود را براى توصيف پروردگار به زحمت انداختهاى ، اگر راست مىگوئى جبرئيل و ميكائيل و لشكر فرشتگان مقربين را : ، همانها كه در بارگاه قدس ، همواره در ركوع و سجودند ، توصيف كن ! فرشتگانى كه عقلشان از اين كه احسن الخالقين را در حدى محدود سازد ، در گرداب حيرت فرو مانده ( زيرا ) كسى را مىتوانى با توصيف درك كرد كه داراى شكل و اعضاء و جوارح است ، و كسى را مىتوانى با صفات شناخت كه محدود باشد و در حد معينى عمرش سپرى شود پس معبودى جز او نيست كه با نور خويش هر ظلمتى را روشن ساخته ، و با تاريكيهائى كه مىآفريند هر نورى را در ظلمت فرو مىبرد ! توصيه به تقوا اى بندگان خدا ! شما را به تقوا و پرهيزكارى در برابر خدا سفارش مىكنم ، همان خدائى كه لباسهاى فاخر را به شما پوشانده ، و معاش و روزى را به فراوانى به شما ارزانى داشته است . اگر راهى به سوى بقاء يا جلوگيرى از مرگ وجود داشت حتما « سليمان بن داود » آن را در اختيار مىگرفت چرا كه خداوند حكومت بر جن و انس را همراه نبوت و مقام بلند قرب و منزلت الهى به او عطا كرد . اما آن گاه كه پيمانه روزى او پر شد و مدت زندگيش كامل گشت تيرهاى مرگ از كمان فناء به سوى او پرتاب شد و دار و ديار از او حالى گرديد ! ،